اس ام اس عید الزهرا
سر دفتر سبز مرتضی را صلوات
بر پایه دین عرش خدا را صلوات
هرکس که نبود در دلش عشق علی
بفرست برای مرگ او صد صلوات
سر دفتر سبز مرتضی را صلوات
بر پایه دین عرش خدا را صلوات
هرکس که نبود در دلش عشق علی
بفرست برای مرگ او صد صلوات
نام علی مرتضی ذکر مدام ماست
لعن سه خصم فاطمه در مرام ماست
ما را محبت علی و آل او بس است
دشمن برو بمیر که حیدر امام ماست
روزی بـه عـــمـــر(ل) رسـیـد شــیـطــان در راه
بگـریـخـت از او تـا کـه نـگـردد گـمــراه
میرفت عـمــر(ل) زپیش و شیطان میگفت
لــا حــــول و لــا قـــــــوة الــاّ بــا لــلّــه
با هر تپشی که در دل آگاه است
یک لعنت بر عمر عدو الله است
حب علی و بغض عمر راه نجات
هر کس که جز این ره برود گمراه است
می شه نظر بدین؟
هر کس که بجز علی امامش باشد
باطل همه صوم و صلاتش باشد
هر کس که نمک خورد و نمکدان بشکست
نان و نمک علی حرامش باشد
فرمود رضا بغض عمر راه کمال است
زیرا که عمر دشمن حی متعال است
تا مهر برائت نخورد برگ عبوری
رفتن به بهشتی که خداگفته محال است
اگر گیری وضو با آب زم زم
اگر سجاده گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بام افلاک
اگر از تکبیر گردد سینه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خضوعت
به حمد و قل هو الله در رکوعت
اگر باشد به توحیدت تعهد
اگر گردی شهید اندر تشهد
مبادا بر نماز خود بنازی
علی را گر نداری بی نمازی
این دو تا شعر مثنوی اند ، ولی از بس قشنگ بودن گذاشتمشون، حتما تا آخر بخون.
امید که همه اول دین رو بشناسیم و بعد سراغ صلوات و لعنت بریم تا مثل بعضیا نشیم و تاریخ دوباره تکرار نشه.
اگه شما هم نظری دارین بکین. یا علی مدد
لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد
عنت به هرکسی که مطیع سقیفه است
لعنت به منکران علی یک وطیفه است
ترسی به دل ندارم از لعن این و آن
دم می زنم دمادم از لعن این و آن
این اولی و دومی آن است در مثل
لعنت به سومی و معاویه ی دغل
لعنت به حفصه و به قطام وبه عایشه
بر ام فضل و جعده و بر هند فاحشه
بر شیعیان ز عالم بالا ندا رسید
چون آب می خوری بگو لعن بر یزید
این ذکر می دهد به دلم بیحساب اجر
لعنت به خولی و به سنان و به شمر و زجر
بقیه در ادامهکار عمر امروز ابولولو ساخت
زین کار سرفخر به گردون افراخت
گر سال کنی به نام فیروز رواست
زیرا که حقوق دوستی خوش پرداخت
می دونم که می خواین نظر بدین
مثلا درباره شعر، قالب وبلاگ، خودتون یه شعری بزارین ...
درهمه جا هرزمان لعن عمر گفته ام با نفس گلفشان لعن عمر گفته ام خاک نشینم ولی از مدد آسمان باهمه ی عرشیان لعن عمر گفته ام
امروز عسکری به جهان دیده بسته است
قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است
آن حجت خدای، ز بیداد معتمد
پیوند زندگانی اش از هم گسسته است
شیعیان بر سر زنید، شد عزای دیگری / کشته ی زهر جفا شد امام عسکری
از جفای معتمد، پر زخون دل ها شده / در عزای عسکری، سامره غوغا شده
خدایا به حق یازدهمین امام مظلوم شیعیان فرج فرزند غائب غریبش را نزدیک بگردان
هشدار که ماتم عظیم است امروز
دلها همه با غصه ندیم است امروز
بر صاحب عصر تسلیت باید داد
کان درّ گرانمایه یتیم است امروز
امشب که زمین و آسمان می گرید
از ماتم عسکری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
هرکه دارد هوس جرعه ای از آب حیات زندگانی فراوان به تمام سنوات ذکر مخصوص به خود دارد و آن ذکر این است برعمر لعنت و بر آل محمد صلوات
تاکه مقبول خدای تو شود صوم و صلات
تا شود اشک تو درمان قتیل العبرات
ذکر مخصوص به خود دارد و آن ذکر این است
برعمر لعنت و بر آل محمد صلوات.
هر که خواهد به دو عالم برکات و حسنات و نبیند ز بلا های زمانه صدمات ذکر مخصوص به خود دارد و آن ذکر این است برعمر لعنت و بر آل محمد صلوات
نظر فراموش نشه
هرکه از شدت دوران طلبد راه نجات هر که خواهد که خدایش دهد اعلا درجات ذکر مخصوص به خود دارد و آن ذکر این است برعمر لعنت و بر آل محمد صلوات
چشم انتظار می شینم و زل می زنم به پنجره
هر غروبا با یادتو می زنم این دل وگره
آرزوها رو خط به خط رج می زنم به دامنت
تا تو بیا ببینمت سوار دشت آینه
بیا مهدی بگویم من همه روز
به عادت خوانمت هر روز با سوز
ولی غافل از ان کردارهای نا پسندم
که میگوید نیا مهدی زود است امروز
واقعا چرا نظر نمیدین؟
بیا مهدی شب هجران سفر کن
بیا از پرده ی سیاه گذر کن
بیا ای آفتاب خوب پنهان
بیا شام مرا با خود سحر کن
بیا که خسته اند جمعه های انتطارمان
بیا که جمعه هم گذشت دیر شد قرارمان
تمام روزنامه های شنبه تیتر می زنند
تو آمدی و سبز شد ترنم بهارمان
امشب به جنون کشیده میلم برگرد
ای جاری ندبه در کمیلم برگرد
بی تو شب تاریک مرا نوری نیست
برگرد ستاره ی سهیلم برگرد
بنویس که هرچه نامه دادم نرسید
بنویس که یک نفر به دادم نرسید
بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
دعا پشتِ دعا برای آمدنت
گناه پشتِ گناه برای نیامدنت
دل درگیر ، میان این دو انتخاب
کدام آخر ؟ آمدنت یا نیامدنت ؟
شنیدستم سلیمانی ز یک مور
قبول تحفه کرد ای مهدی نور
من آن مور ضعیف و ناتوانم
که جانم را برایت هدیه دارم
یک روز ز کوی اسمان می آید
بر اسب سپید کهکشان می آید
از بس که زمین ز بیداد پر است
با تیغ علی(ع) صاحب زمان(عج) می آید
ما منتظران لحظه دیداریم
از عطر گل محمدی سرشاریم
این حرمت و عزّت و سر افرازی را
از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم
بیا که لحظه لحظه ام انتظار می شود
دلم برای دیدنت بی قرار می شود
تمام هستی ام شده اسیر عشق پاک تو
بی تو هر لحظه دلم جریحه دار می شود
کاش درس عشق از بر می شدیم
درصبوی عشق ساغر می شدیم
کاش بهر مهدی صاحب زمان (عج)
تا جوان هستیم اکبر می شدیم
حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است
زائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر است
قبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر است
ز تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت
خود را تهی زخون دل چند ساله کرد
آرزوی زینبه با هزار غم و محن
که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن
ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد
بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد
تشنه ی قطرهای از کوثر جام حسنیم
همه محتاج عنایات مدام حسنیم
به خدا شیعه و مأموم حسن بود حسین
ما غلامی ز غلامان غلام حسنیم
ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین
علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین
تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم
هر که بشنیده صداى مجتبى
تا ابد شد مبتلاى مجتبى
سالها بهر حسین باید گریست
تا کنى درک عزاى مجتبى
بارها، چرخ ستمکار تو را کشت حسن
ماجرای در و دیوار، تو را کشت حسن
غم بیدردی انصار، تو را کشت حسن
به چه تقصیر دگر یار، تو را کشت حسن
لالهاى بود که با داغ جگر سوخته بود
آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
سوگ رسول یا که غم بینهایت است
یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است
تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم
او را هوای حمله به بیت ولایت است
مدینه، چه کردی رسول خدا را
گرفتی ز ما خاتمالانبیا را
چه بیدادگر بود، این چرخ گردون
که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را
چراغ مدینه امشب شده خاموش
صدیقة کبرا گردیده سیه پوش
زهرای مظلومه از دیده گریان است
بهر پدر امشب چون شمع سوزان است
گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
چشم اهل دل ازگریه خونباراست
حضرت مهدی امشب عزاداراست
خاک غم امروز برفرق عالم شد
سینه شیعه دریای ماتم شد . . .
در عزای تو ای چراغ راه
امت اسلام دارد اشک و آه
در غمت از دل نالهها خیزد
دیدۀ هستی اشک غم ریزد
آه و واویلتا محشر کبری شده
روز تنهایی حیدر و زهرا شده
حضرت فاطمه دارد این زمزمه
السلام علیک، یا رسول الله
ای امت رسول، قیامت بپا کنید
لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید
در ماتم پیمبر و تنهایی علی
باید برای حضرت زهرا دعا کنید
مهرت به کائنات برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود
از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود
سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است
باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
جان جهان ز پیکر هستی جدا شده
خاموش، شمع محفل نورالهدی شده
ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب
واویلتا عزای رسول خدا شده
دریغا که روح دعا، رفت در خاک
گرفتند از ما روان دعا را
به سوگ محمّد، بگریید، یاران
که زهرا ببیند، سرشک شما را
آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد
باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد
دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد
هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست . . .
الا جمال تو حسن خدا امام حسن
امام پیش تر از ابتدا امام حسن
زعیم مملکت بی حدود حضرت حق
به کل خلق تویی مقتدا امام حسن